تبليغاتX
زیر بارون
سلام سال نو رو بازم بهت تبريک ميگم
ميدونم نيستي ،ميدونم نمي خوني، اما اين طوري دلم آروم ميگيره
مهلتي که به خودم داده بودم تموم شده ، ميرم از زندگيت بيرون، قسم.... نمیخواستم این جور بشه ،امروز   با قران استخاره کردم
با توموندن روخوب گفته بود سوره خوبی هم اومد سوره نور
...نمیدونم... بهت هم گفتم از این که اینجور بلا تکلیف باشم خسته شدم نه معلومه تورو دارم نه معلومه نه
اما با حرفایی که زدی یه راه بیشتر ندارم ،میدونم یه مانعم تو زندگیت
عزیزم امیدوارم تو زندگیت به هرچی میخوای برسی...به پول و ثروت به ماشین به خونه و هرچی که دوست داری
.
.
.

خوشحالم که خونوادت واست اینقدر مهمن آرزومند سلامتی اول واسه خودت بعد هم واسه تک تک اعضای خوانوادت

دوستت دارم
************
ازت ممنونم گل خوشکلم وشرمندم که این همه بهت زحمت میدم امیدوارم یه روزی بتونم جبران کنم 
یکی دیگه از بهترین روزای عمرم 5 فروردین 1387  
دومین دیدارمون بود این بار راحتتر ...بازم مثه قبل پیتزامکث بسته بود و با هم رفتیم کافی شاپ اینبار احسان هم بود بچه بامزه ای بود
از وقتی رسیدیم و نشستیم و وقتی که شروع کردی به حرف زدن بغض سنگین تو گلوم بود سخت بود نگه داشتنش اما تقریبا"موفق شدم

جلوشو بگیرم بجز وقتی که چندلحظه رفتی پیش احسان .....
کاش این لحظات تموم نمی شد.............کاش

 

شاید این پست آخر باشه

خیلی دوستت دارم ...

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط تنها زیر بارون  |