تبليغاتX
زیر بارون -
واسه آخرین پستم  اینجا میخوام تنها ترنم لبهام تو این مدت رو بنویسم ...

آخه چه جور دلت اومد تنهام بزاری و بری
آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم
آره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری
که مثله من اسیر بشه آواره از خونه بشه
منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی
بگوکه مثله من بشه زجر جدایی بکشه
***
دل من دست بردار   دیگه بسه انتظار ..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 1:8 قبل از ظهر  توسط تنها زیر بارون  |